آموزش رودوزی سنتی و امروزی
ملیله به دوخت هایی اطلاق می شود که از
مفتول های طلایی، نقره و آلیاژهای مختلف که به شکل فنری در آمده اند،
خوس دوزي يكي از انواع سوزن دوزيهاست كه
تاريخ مشخصي ندارد و آنچه مسلم است اين هنر در زمان صفويه در بندرعباس و
بلوچستان از رونق بيشتر برخوردار بوده است . بعد از دوره صفويه در پيشرفت
اين سوزن دوزي قدم هاي موثري برداشته شد و اين هنر به جالب ترين وجهي
نمودار گرديده. از اين هنر بيشتر براي تزئين، پرده هاي توري، روسريهاي توري
و چادرهاي توري استفاده مي شود . نقوشي كه بيشتر در خوس دوزي مورد توجه
است نقوش ستارگان بشكل 6 پر، 8 پريا 12 پر مي باشد. نوع نخي كه در خوس دوزي
مورد استفاده قرار مي گيرد، نقده طلايي يا نق ره اي مي باشد . در اين سوزن
دوزي با توجه به ساده بودن طرحها، احتياجي به طراحي و نقش اندازي روي
پارچه نيست، بلكه هنرمند با سليقه و ذوق خود خود شروع به سوزن دوزي مي كند.
در اين نوع سوزن دوزي پشت روي پارچه معمولا يكنواخت بوده و از تلالو خاصي
برخوردار مي باشد. كار دوخت در اين سوزدوزي به طريقه اي است كه نخ نقده را
به انتهاي سوزن نخ كرده اي قلاب كرده، سپس طرح را روي پارچه توري مي دوزند
اين دوخت علاوه بر استان كردستان و هرمزگان و در بلوچستان نيز مورد استفاده
قرار مي گيرد.
سوزندوزی یکی از صنایع دستی و هنرهای
ایرانی است که در استان سیستان و بلوچستان و بعضی از مناطق دیگر ایران
انجام میگیرد. در سوزندوزی روی سطح پارچههای ساده طرحهایی را با نخهای
رنگی ترسیم میکنند. این کار با کمک سوزن و قلاب انجام میشود و بخیههای
ظریفی روی پارچه میدوزند. در روشهای اجرای سوزندوزی تنوع زیادی وجود
دارد. معمولاً برای سوزندوزی از کارگاه گلدوزی (قابی به شکل مستطیل یا
دایره برای صاف نگه داشتن پارچه) استفاده میشود. روی پارچههای کتان،
زربافت، ابریشمی، پشمی و پنبهای روشهای مختلف سوزندوزی اجرا میشود و در
آن از نخهای ابریشمی، پشمی، الیاف مصنوعی، نخ گلابتون، نخ نقده، نخ ملیله
و نخ سرمه استفاده میشود.
هنر نقش آفرینی بر سطح رویین پارچه به کمک ،
سوزن و نخ و قلاب را سوزندوزی، نخ دوزی، رودوزی و یا دوختهای تزیینی
می گویند و از وسیع ترین رشته های صنایع دستی ایران می باشد .رودوزیهای
ایرانی بالغ بر 115 رشته جداگانه و مستقل ، همراه با 120 نوع دوخت می باشد
که بسته به عادتها و سنن اقوام متعدد ایرانی از زمانهای مختلف به وجود آمده
وادامه یافتهاند . در این میان متأسفانه برخی از این دوختها کاملا
منسوخ و برخی نیز نیمه جان راه می پیمایند. از انواع سوزندوزیهای ایرانی
می توان سرمه دوزی ، پولک دوزی، پیلهدوزی ، ابریشمدوزی، بلوچدوزی ،
پتهدوزی و قلابدوزی و.......و......... را نام برد.
در بررسی بقایای کاخ تخت جمشید و کاشی های
کشف شده در شوش ، لباسهای اعیان و درباریان و محافظین آنها بطور برجسته و
فاخر و تزیین شده به چشم می خورد که خود موُید نوعی سوزندوزی در ایران
عصر هخامنشی می باشد و مــــیگوینـــــــداسکندر مقدونی پس از تسلط بر
ایران چندان از شکوه و زیبایی گلدوزیهای ایرانی به وجد آمد که نمونههای
بسیار زیادی از آن را برای هم میهنانش در یونان به عنوان هدیه فرستاد .
در این دوره کار بافندگی و سوزندوزی را
زنان انجام میدادندو به گفته (هرودت)همسر خشایارشاه پارچه های جامه شاه
وخویش را خود بافته و می دوخت و چنان دلکش و زیبا این کار را انجام
میداد که بر همگان پیشی داشت.
پس از ان دوران حاکمیت سلوکیان و اشکانیان
یعنی حدود 5 قرن با توجه به آثار بدست آمده ، سوزندوزی در ایران رواج
داشت . یکصد و پنجاه سال پیش از میلاد ، یکی از سلاطین چین بنا به یک سنت
قدیمی ، برای بر سر مهر درآوردن همسایه خود (ایران) نمایندگانی به دربار
اشکانیان گسیل داشت که همراه آنان قطعاتی از پارچههای زربفت و زردوزی به
عنوان هدیه بود. اگر چه این اقدام جهت ارتباط میان دو دولت قدرتمند چین و
ایران انجام شده بود، اما این تصور را برای برخی مورخان بوجودآورد که تا
قبل از آن تاریخ سوزندوزی در ایران رایج نبوده است . در حالیکه سوزندوزی
از سده های پیشین در ایران وجود داشته است .
در امپراطوری وسیع ایران در زمان ساسانیان
ارزشهای خاصی حکمفرما بود و برای تجسم بخشیدن به این ارزشها و قراردادهای
اجتماعی ، هنرمندان تخصص و مهارتهای ویژهای را به کار میگرفتند و هنرشان
نیز مورد تقلید همسایگان دور و نزدیک قرار می گرفت . ازجمله این هنرها ،
هنر سوزندوزی، بود .
بنابراین به تعبیری می توان گفت که
سوزندوزی ، هنری بود که از ایران به ممالک اطراف اطراف و پس از آن به
اروپا رفت .سوزندوزی ایرانی پس از اسلام نیز به حیات خود ادامه داد منتهی
در قالبی اسلامی و با محتوایی کاملا متفاوت . عبارتهایی با خط کوفی در
لابلای نقوش بافته می شد و با سوزندوزی تزیین می گردید.
با سرازیر شدن تدریجی ترکان آسیای مرکزی به
ایران و تاخت وتاز مغول ، تحولاتی در لباس و تزیینات آن به وجودآمد و
علاوه برآن عناصر هنر چینی نیز به سوزندوزی ایرانی راه یافت . تا اینکه در
زمان تیموریان با جمع آوری سوزندوزان معروف و سکونت دادن آنان در سمرقند ،
موجبات رشد این هنر فراهم آمد .
دوران صفوی نیز پس از دوران تیموری اوج
شکوفایی و رشد همه جانبه سوزندوزی بود . به گونهای که علاوه بر قطع نفوذ
هنر چینی در سوزندوزی ایرانی به رقیب قدرتمندی برای آن تبدیل شد .در عصر
صفویه اهمیت سوزندوزی به اندازهای بود که دست اندرکاران انواع آن ، به
عنوان صاحبان یک حرفه و شغل اجتماعی دارای شهرت و اعتبار بودند تا به آنجا
که در میان صنف های شمرده شده در این عصر از جماعت (نقش دوز، گلابتون دوز،
ده یک دوز، پولک دوز، گلچه دوز و..... و......به عنوان یک صنف مستقل نام
برده است . در حالیکه این همه خود از انواع سوزندوزی ایرانی به شمار
میرود.این رونق و شکوه در عصر زندیه و افشاریه ادامه داشت .
در عصر قاجار به علت بلندتر شدن دامن و
پرچین تر شدن آن تزیین شلوار به پیراهن و دامن کشیده شد . در این دوره اکثر
سوزندوزیهای ایرانی که یادگار دوره های قبل بودند جان تازه ای گرفتند و
بیشتر سوزندوزیها ی مناطق مختلف ایران در این زمان رایج گردید .آثار
باقیمانده در این دوره حکایت از یک رنسانس هنر سوزندوزی در دوره قاجار
دارد. که ازتوجه مردم به هنرهای تزیینی شکل میگرفت و اوج تازه ای می
یافت .
در عصر پهلوی کماکان هنر سوزندوزی در
مناطق مختلف ادامه یافت و با تکیه بر درآمد نفتی و رواج صنایع مونتاژ ،
وابستگی روز افزون کشور به سمت فرهنگ غربی و رواج تجددگرایی ، کندهشدن
یکباره از بافت سنتی اجتماع ، ماهیت فرهنگی این هنر رنگ و بویی دیگر یافت و
سوزندوزی استقلال خویش را به عنوان یک هنر و شغل تا حدود زیادی از دست
داد ولی با وجود این که شکلهای مختلفی از سوزندوزی در میان اقشار مختلف و
حتی قشر مرفه انجام می شد، سوزندوزی شکل تفنن و سرگرمی به خود گرفت .
اما پس از انقلاب اسلامی و گرایش مردم به
فرهنگ خودی و سعی در تکیه به داشته های خویش و خودکفایی که شعار اساسی
انقلاب بود ، حرکتهایی در جهت احیاء هنرهای سنتی و صنایع دستی به وجود آمد
که اگر چه در مواردی اندک نبود، اما کفایت نیز نمیکرد .با ورود چرخ به
سمت اجرای کارآسانتر با درآمد بیشتر به شکل گسترده در اوایل انقلاب اسلامی
، جمعی را به نام گلدوز ماشینی وارد حرفه سوزنددوزی نموده با توجه به
تکیه وافر این گروه بر جنبه تجاری ، از ماهیت هنری آن کاسته و اصول اساسی
این رشته دستخوش حادثه در هیاهوی موجود شد. اگر چه نمیتوان اثر پیشرفت
تکنیک و کاربرد آن را در صنایع دستی کلا نادیده گرفت ، اما عدم آشنایی با
بنیان یک رشته هنری ، نبودن ضوابط مشخص در تکنیک وهنر ، تلفیق نابسامان
تکنیک و هنر ، وجود متولیان متعدد در رشته های هنری ، هرج و مرجی را در این
زمینه به وجودآوردو به جای آنکه ماشین در خدمت هنر قرار گیرد ، هنر به
خدمت ماشین گرفته شد و رشته ظریف و دقیقی چون سوزندوزی نیز از این قاعده
مستثنی نبود. به طوریکه فاصله و رابطه میان رشته های متنوع سوزندوزی از
میان رفت و یکسان نگریسته شد. به گونهای که تا همین چند سال قبل اکثر
افراد در جامعه ما گلدوزی را با سوزندوزی یکسان می پنداشتند. در حالیکه
گلدوزی یک رشته از سوزندوزی ویک زیرمجموعه از یک مجموعه بزرگ میباشد.
در سالهای اخیر حرکتهایی در جهت احیاء و
رفع این نقیصه به وجودآمد و تا حدودی این نقص را برطرف نمود. اما بنظر
میرسد که هنوز کار بسیاری باید در این مسیر انجام شود.
انواع سوزندوزی و رودوزیهای مناطق مختلف ایران
بطور کلی میتوان انواع سوزندوزیهای ایرانی را به سه قسمت زیر تقسیم نمود:
1. دوختهایی که تمام زمینه با دوخت
پوشانده میشود و در واقع تقلیدی از پارچه است . گویی اصلا زمینهای در
کار نیست مانند خامهدوزی ، بخارا دوزی و گاهی پتهدوزی و.....
2. دوختهایی که قسمتی از زمینه پارچه
میپوشاند، مانند گلابتوندوزی ، پولک و منجوقدوزی، پتهدوزی یا
سلسلهدوزی که خاص مردم کرمان است و .....
3. دوختهایی که نمایانگر کمال هنر است مانند سکمهدوزی، شبکهدوزی و.....
سوزندوزیهای رایج در ایران عبارتست از :
ابریشمدوزی، گلابتوندوزی، نقده دوزی،
پتهدوزی، سکمهدوزی، بلوچدوزی، ممقاندوزی، سرمهدوزی،
شمارهدوزی، پولکدوزی، منجوقدوزی، پیلهدوزی، ده یکدوزی،
خامهدوزی، کمنددوزی و .....که هر کدام بعنوان یک رشته دارای زیر و بم و
نکات خاصی میباشند و سوزن دوز ملزم به اجرای آن میباشد.
هنر نساجی و بافندگی و بالاخص تزیینات
بافته ها در سه تمدن بزرگ شرق یعنی موهنجودارو - هارپا و گندهارا قدمت
زیادی دارد. این هنر بعدها توسط هنرمندان مغول به اوج درخشش خودش می رسد و
تا امروز ادامه پیدا می کند. منطقه بلوچستان پاکستان از دیر باز مرکز
بهترین کارهای سوزن دوزی و قلاب دوزی و سایر دوخت های دستی است. در میان
کلیه صنایع هنری ریسندگی قدیمی ترین و با اهمیت ترین هنر پاکستان به حساب
می آمده است در قرن هایی که سلاطین دهلی و سپس مغولان در شبه قاره حاکم
بودند اوج ترقی و پیشرفت کارهای دستی ابریشمی و کتانی بود .
بهترین پارچه های جاز-دیبا- حریر- اطلس کین خواب- شین باف- شیرین باف
بیرامی- شوشتری- تبریزی - گل باقالی و دیگر اقسام پارچه در این سرزمین از
زمانهای دور تا به امروز تولید می گردد. بطور مشابه صنایع هنری بسیار
پیشرفته از قبیل ملیله دوزی- نقره دوزی و قلاب دوزی از زمان صنعت کاری مغول
به ارث رسیده است که از میان آنها می توان به زردوزی - گلابتون - کرچوب
(نوعی آیینه دوزی به روی لباس) سلما ستاره- کشیده کاری و گوتا کاری اشاره
نمود. چکنا کاری یک نوع پارچه پشت چرم است که از آینه و کریستال برای تزیین
آن استفاده می شود که به ترتیب نیز معروف است.
آینه دوزی به روی لباس در سند و بلوچستان به عنوان یکی از بهترین صنایع
دستی انواع صنایع دستی محسوب می شود که به نامهای گاج- کارموچ- میتی و بلوچ
معروفند.
به نظر می رسد هنر آینه دوزی از ایالت بلوچستان پاکستان به سیستان ما راه
پیدا کرده است و در آنجا با فرهنگ بومی ما مختلط شده است. این هنر در ایران
دوره صفوی به اوج خودش می رسد.
هنر آینه کاری و درکل هنرهایی که به عامه
مردم اختصاص دارند از آن جهت بسیار صاحب اهمیت هستند که بی واسطه تر و شفاف
تر فرهنگ مردم را منتقل می کنند و در مقایسه با معماری و نقاشی و هنرهای
سفارشی هنرمند را در ارائه خواست ها و درونیاتشان آزادتر گذاشته اند.
دوختنآئينه هاي كوچك با فواصل متفاوت يا
يكسان بر روي لباسهاي محلي ، جليقه ، كمربند وآويزهاي ديواري با نخ هاي
الوان را آئينه دوزي مي گويند. آئينه دوزي گاهي باابريشم دوزي ، قيطان دوزي
و بخيه هاي تزئيني همراه است.
آن هنری که به آینه دوزی شهرت دارد نه تنها دوختن آینه بر روی پارچه است
بلکه در اصل مواد متنوع و رنگارنگ و درخشان دیگری نظیر پولک و ... را هم در
بر می گیرد. آینه دوزی به سکه دوزی و دکمه دوزی نیز شهرت دارد. این هنر به
صورت زیبایی در استان سیستان و بلوچستاندوخته می شود و هنرمندان سیستانی
همراه آینه دوزی از خرمهره ، قیطان ، دکمه و منجوقبه اشکال مختلف استفاده
می کنند و آینه دوزی گاهی با سوزن دوزی های دیگر همراه است.
زادگاه اصلی این هنر زابل و سیستان و بلوچستان است و کمتر در مناطق دیگر
دیده شده است. به آینه دوزی در گویش محلی سامان گفته می شود .
آینه دوزی در بین بومیان طرفداران زیادی دارد و کاربرد اصلی آن تزیین مرکب
نو عروسان و اتاق ها و خانه های مسکونی است و برای تزیین لباس هم کاربرد
دارد.
آینه دوزی هنری است بسیار زیبا که اندازههای مختلف آینه را جهت تزئین به
روی چرم یا پارچه میدوزند وسایلی مانند افسار اسب و شتر و یا گردنبند
بزمیش که رهبری گله را به عهده دارند با آینه صدف و خر مهره تزئین مییابد
زیرا آینه انعکاس دهنده واقعیت است و میتواند هر نگاه بدی را به صاحب آن
برگرداند به لحاظ همین خاصیت ویژه آینه دوزی در فرهنگ دوختهای سنتی ایران
چه روی لباس دوخته شود و چه روی وسایل کاربردی دیگر جنبه طلسم گونه دارد و
جهت رفع بدی از آن وسیله یا شخص یا فضایی است در سیستان و بلوچستان آینه
گاهی در کنار سکه دوزی گاهی بروی لباس زنان و یا کلاه مردان دوخته میشود
که البته در بین زنان بلوچ دوختن آینه روی یک سطح تیره به همراه سوزن
دوزیها تماماً سیاه رنگ نماد خودشید در دل کویر تشنه است زیرا در کویر
آنچه بیش از هر چیز دیگری خود نمایی میکند، خورشید سوزان و کویر سیاه رنگ
است این نگاه فلسفی به آینه این هنر زیبا را در بین بلوچها به هنری مقدس
بدل ساخته است زیرا بیانگر نگرش و محیط جغرافیایی زیستگاه آنان است آینه
دوزی به دو شیوه به روی لباس دوخته میشود (زنجیره و دندان موشی) اما
امروزه آینههای قاب دارکه درکشور همسایه پاکستان ساخته میشود به وفور در
بازار یافت میشود. دوخت این نوع آینهها جنبه هنری ندارد فقط میتواند در
بعضی مواقع برای تزئین برخی از وسایل مانند کوسن، رومیزی، کیف و . . .
کاربرد داشته باشد.از آینه دوزی بر روی لباسهای محلی ، جلیقه ، کمربند و
آویزهای دیواری نیز استفاده میشود.
بزار کار و مواد اولیه
آینه با قطر کم و به اشکال مربع یا دایره.
نخدمسه :به صورت کلاف های کوچک دربازار در دسترس آینه دوزان قرار می گیرد
از یک رشته نخ شش لا تشکیل شده، این نخ هااز لحاظ رنگ بسیار متنوع بوده و
کار کردن با آنها بسیار ساده است. نخ ابریشمی:که معروفترین نخ های مورد
مصرف در بعضی ازرشته های دوخت های سنتی ایران می باشد و به صورت عمامه و
کلاف در بازار موجود است.
سوزن گلدوزی که به نام های ذیل در بازار ایران یافت می شود:
سوزن کرول: مخصوص گلدوزیاست با سوزن شماره 9 کرول می توان نخ دمسه یک لا
را دوخت و از شماره (0) آن برای نخشش لا می توان استفاده کرد.
سوزن چنایل: برای گلدوزی روی پارچه های ضخیم و درشتبافت بکار می رود شماره (14 و یا 17)
پارچه های مورد استفاده در آینه دوزی شامل: ترگال ، مخمل ساتن و جیر می باشد.
طریقه دوخت
ابتدا آینه را بر روی پارچه و طرح مورد نظر قرار داده سپس روی آینه را
ازجهت های مختلف به وسیله بست های فراوان به پارچه می دوزیم طوریکه تقریباً
تمام آینه به وسیله بستها پر می گردد و سپس از وسط آینه به کمک نخ های روی
آینه و با دوخت دندانموشی بر روی پارچه متصل می نماییم.
تکنیک های هنر آینه دوزی
در اين بخش به دوختهايي كه به صورت مشترك براي كليه سوزن دوزي هاي موجود (اعم از آینه دوزی) مورد استفاده قرار می گیرد می پردازیم.
بخيه-كوك- شلال: موارد فوق در عمل كرد به يك گونه مي باشد. زدن كوكهاي يك
اندازه به صورت فاصله دار و يا متصل به هم بسته به نوع كاربرد دوخت زده مي
شود .
دندان موشي- دوخت جادگمه اي- دوخت پتويي:
با استفاده از سوزن و نخ از قسمت چپ پارچه شروع به كار مي كنيم سوزن را به
طرف روي پارچه حركت داده و در حالي كه نخ را به صورت حلقه در زير انگشت دست
چپ نگه داشته ايم تك بخيه اي عمودي بر سطح پارچه مي زنيم و باز بسته به
نوع كاربرد با تكرار اين دوخت به صورت فشرده و يا باز دوخت را ادامه مي
دهيم.
زنجيره: با حلقه كردن نخ به زير سوزن و زدن
تك بخيه به صورتي كه بستي حاصل شود زنجيره ايجاد شده البته اين دوخت از
بالا به پايين زده مي شود.
بست دوزي: زدن تك بخيه براي اتصال مهره تزييني ويا نگهداري نخهاي فانتزي بكار مي رود.

::ادامه مطلب::
| قالب جدید وبلاگ پيچك دات نت |




